منصة البحث في علوم النصوص العربية الإسلامية

Zubdat Tawarikh

المؤلف: Hafiz Abru (834 هـ، 1431 م بحسب تحويل OpenITI)

النسخة: 0834HafizAbru.ZubdatTawarikh.AOCP20250220629Vols-per1 · الإصدار: v2025.1.9 · الترخيص: CC BY-NC-SA 4.0 · ملف المصدر · 1,061 مقطعًا، 225,892 كلمة · نص بلا حدود فصول محقَّقة · بأرقام صفحات الطبعة · تعرّف ضوئي غير مصحَّح: قد توجد أخطاء قراءة

المحتويات

  1. 3. ت: سنه سبع به
  2. نظ
  3. ظ
  4. نظم
  5. شعر
  6. ونظم]
  7. ومصراع]
  8. ظم
  9. زبدةالخواریح
  10. آنچ از سکندرگفته شد از روی باره ساختن
  11. کاندر حضیضش آسمان چون پاسبان سازد وطن
  12. باشند در امن و امان، خلق زما نه مرد و زن
  13. بینی چو در سیل روان در دا ن بحر عحدن
  14. محروس نفس خویش را در ضرب از فانی شدن](3)
  15. زبدةالتواریخ
  16. ومصرا]ع
  17. زبدة التواریخ
  18. روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
  19. روزی که قضا نیست در اومر ح روا نیست
  20. مصراع
  21. و به وقوع پیوست1
  22. [نظم
  23. مظم
  24. 75
  25. نظه
  26. سرا
  27. زبدةا لتواریخ
  28. یزهها در شخصها(2) همچون روان گشته روان
  29. رشتهآ دام فنا در دست قهاران عنان
  30. تنظم
  31. مثل ز نندکه خواهد سر از زبان زینهار]
  32. ظه
  33. بوسد از اخلاص خاک روضه جان پرورش
  34. وزگود سم باره مقنع(6) شده هوا
  35. افسری شد بر سر خرگوش بازش ناتهان]
  36. ران ندیده در جهان از خسرو وگیو و پشن
  37. و ازخون اعدایش روان بر دشت سینه کوه کن]
  38. وظم
  39. خاک او همچون عقیق و جنگلش مرجان بود
  40. بیخ و شاخش روین(1) وخون سیاووشان بود]
  41. بسیارکوشید و نبد چاره به جز بگریختن
  42. ونظم
  43. چون بانگ او پیلان بشد گردد گریز ان کر گدن4
  44. چون بخت بد در پی شدش تا سازدش گورو کفن]
  45. اشد اسیر پهلوان یا خسته بد پهلو و تن
  46. از مطبخ وآلات خوان از شمع گشته تا لگن
  47. زاسیان تا بر حستوان ازسیف وسهم وازمجن](2)
  48. وشعر
  49. قیصر فرستد باج و ساو(3) آید خراج برهمن
  50. بگزید از اقبال و بخت، تخت سکندر را سکن]
  51. قدر و رفعت در رکاب و بخت و دوثت هم عنان
  52. مصراع1]
  53. زانکه هرگز بد نیاید نفس نیکاندیش را
  54. وفا و عهد در این دور و سایه عنقا
  55. فضا بیچارهآ تیغش، قدر با رای او همبر
  56. فلک با رای و تدبیرش، همیشه عاجز و مضطر
  57. فنا را رمح او پرگار، اجل را تیغ او مسطر](1)
  58. وز تف خنجر فکنده جوشش اندر بحر و بر
  59. که هرحروه از او بود اشکر جرار
  60. همه سیهشکن و د یو بند و شیرشکار
  61. مانه نام نهدگوهر بدخشانش
  62. اظ
  63. گریز جوید آزو چون کبوتر از مضراب](2)
  64. از سوی زه خدنگ برون پرد ازکمان
  65. نور بر چرخ بلند و سایه بر دهر خراب
  66. ساکنان ربع مسکون ایمنند از اضطراب
  67. یظ
  68. ربه کخرد ریحکت توی حعب
  69. ربنیاموارین
  70. شهر
  71. هرگه که ترکتاز نمایند لشکرت
  72. چون از هری بتافت عنان تکاورت
  73. تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر
  74. صرا
  75. بیت
  76. ز بدةالتواریخ
  77. تیز بین، حزم او سفید و سیاه
  78. ور نبودی حزم او، ملکت نبودی استوار
  79. به عالمیت رساند که اندر او فرداست
  80. و کالعمل المبرور فی کل مفرج
  81. و ان نسبوه کان من نسل اعوج
  82. و ان اسرجوه کان اکرم مسرج (1)
  83. چو موی قاقم بر روی جامهآ سنجاب
  84. چو مور بیحد و در دست نیزههای چومار
  85. چو رعد3 نعره زن و همچو برق تیغگذار
  86. طم
  87. مویها بر تنش گردد ریشهای زعفران
  88. بدو افراشته ملت بدو آراسته کیهان
  89. دگرگون میشود احوال عالم
  90. آفاق ساخت کسوت عباسیان شعار
  91. شکل هلال چون خم چوگان شهریار
  92. رقم کفر بر زمانه زدند
  93. بظ
  94. دشمنت چون شمع، وصف آن بگویم بر یقین
  95. زرد تن، سوزان جگر، دایم سهر، رخ پرزچین]1
  96. بر آب و آتش خیل حباب و فوج شرار
  97. وز آن شرار چو دم بسر زند بمیردزار
  98. تنش دارد امروز یک خطه بی سر
  99. بنهان زخلق چون صدف اندر درون گریست
  100. چشم جهان سیه شد و آفاق خون گریست
  101. ولی مهرش بسی بر جان ما هست
  102. گدای کسوی خو بسان پادشا هست
  103. پرکوکب رخشنده هههکوه و بیا بان
  104. راه ز خوبان شهر خوبتر از قندهار
  105. بنفشه زلف و سمن عارضین وگل رخسار
  106. خطی چنا نکه ز مشک سیاه نتوان کرد
  107. که از لطافت در وی نعاه نتوان کرد
  108. که نور دیدهآ روزست گرد نعل شبر نگش
  109. هیچ نتواند چخیدن(4) چون قصب(5) با ماهتاب]
  110. کی آتش با آب دهد بوی ریاحین
  111. ناهید از نسیمش افتاده در خمار
  112. دری است در نشانده به یاقوت آبدار
  113. صافی تر از روان و به صفوت چو آب نار
  114. بویش چو مشک سوده و چون عنبرش بخار
  115. آبی است سرخ سرخ که میمون بود شعار]
  116. شنگرف سوده گردد مفز اندر استخوآن
  117. از چشم آدمی نتوا ند شدن نهان
  118. حردد زطیع او دل غسمناک شادمان
  119. نوری است بیتغیر و ناری است بیدخان
  120. چون سر ناخنش کند با رگ چنگ نشتری(1)
  121. اصلع4(2) سری کش هر نفس موئیست در پاریخته
  122. ناخن بسر آن خطها برش وقت محاکا ریخته
  123. سلجلد
  124. صلصل(1) بر او به صلح وزغم بازگینهور
  125. چون بنگری محسهٔ‌(2) او را تو ای پسر
  126. اندر میان آتش پیدا کندگهر
  127. کوژ است یکی به قامت و دیگر پست
  128. چون خورشیدی بدر و هلال اندر دست]
  129. پای چون دایره خواهند که بر سر گیر ند]
  130. عقل ازو ترسان و لرزان داری ار دادی نشان]
  131. فظه
  132. زبدة التوازی
  133. بفظ
  134. نیاز عرضه کن و حاجتی که هست بخواه
  135. که منهزم نشود از چنین هزار گناه
  136. ش*
  137. بالیده (1) قرطهای (2)است زفیروزه بهرمان
  138. گاهی زند به صیقل وگاهی زند فسان(4)
  139. آز نیگوئی چودانش وآز روشنی چوجان
  140. بر چمن گسترد فرشی از پرند هفت کار
  141. شد زمین چون آسمان در کسوت خوهر نگار
  142. وز لاله سم آهو شنگرف سیر شد
  143. اطراف چمن زین همه بیجاده(2) اثر شد
  144. نیوسته
  145. ربداها کتواریخ
  146. ش
  147. 4
  148. بصر
  149. صراع
  150. ز بدهالتواریخ
  151. اتصال هر دو روشن کرد چشم ملک و دین
  152. دین و دنیا را به هر دو گفت باید آفرین
  153. تکن احب الیهم ممن یعطیهم الذهب والفضه(5)
  154. شهو
  155. مصراع]
  156. 33
  157. اجل به کینه دهن بازکرده چون پر گار
  158. میان معر که سیمرغ مرگ را منقار
  159. شود زخنجر انگشت شگل تو5 به دو نیم
  160. در جبین4 عالم آرایش ببیند سروری
  161. زبدة الةواریخ
  162. شدر
  163. در بزم همچو آبی و در رزم همچو نار
  164. تحرک یقظانالحتراب و نا یمه(2)
  165. و ز تف خنجر فکنده جوشش اندر بحروبر
  166. وبیت]
  167. شمر
  168. بیت]
  169. وگریزدان ترا کردست دارای همه کیهان
  170. شطط در دادهآ ایزد خلط در کردهآ یزدان
  171. چون کشتی روان شده با چار لنگرست(1)
  172. خر گوشکام و شیر دل و پیل پیکرست
  173. پرنده چون شرار و فروزان چو اخگر ست
  174. نعلش چو ماه نو بهکواکب مسمر(4) ست
  175. شکل سمش خمیده چو ابروی د لبرست
  176. وبدة التواریخ
  177. به وقت مولد از ارحام مادران اطفال
  178. مجال نیست قدم را از ازدحام جباه(1)
  179. سواد لیل بپوشد رخ بیاض نهار
  180. مصرا 6
  181. [شعر]
  182. ن
  183. وز هوای او معطر هم صبا و هم شمال
  184. خاک او جنت نهاد وآب اوکوثر مثال
  185. طبع از او یابد به هر وقتی که یا بد اعتدال
  186. شعر]
  187. [بیت]
  188. صراع]
  189. همه به تیغ کشیدن چو رستم دستان
  190. میان گشاده و از بهر جنگ بسته میان
  191. زاپل شدن عارضه و صحت بیمار
  192. سر
  193. شه
  194. بر آتش چون کباب و بر تیغ چو ز ن
  195. رباعی]
  196. به یک پیاده شهرخ زاسب دور4 افتاد
  197. بود از راه جها نگیری چو تیغ آفتاب
  198. چچه سود ازآین چوچنین بود در اجل مسطور
  199. به پیش ضربت او چه عقاب و چه عصفور (2)
  200. مشو به نعمت دنیای بیوفا مفرور
  201. گه دور دور نفیر است ودار، دار غرور]
  202. و آن بحر موهبت که شنیدی سراب شد
  203. ازگریه چرخ بر سر طوفان حباب شد
  204. واقع شد
  205. گشاده گوش به فرمان او قضا وقدر
  206. جان بدخواهان شکارش باد آمین تا ابد
  207. به گاه آنکه به صحرا کشد صبا لشکر
  208. کنار سبزه گند باد همسکن عنبر
  209. مصر
  210. زاعلام سپاهش شد هوا چون لعبت آذر]
  211. عفوت این روز را به کار آید
  212. از بزرگان3 عفو بودست از فرو دستان گناه
  213. سواد مکتوب فارسی
  214. زینت گرفت عرصهآ آفاق سر به سر
  215. و آراسته چو خلد شد اطراف بحرو بر
  216. آری از آن شجر نبود جز جنان ثمر
  217. لفضلت ابنساء علی الرجال(2)
  218. [بیت
  219. شام را در در گنار و صبح را زر در دهان]
  220. وشعر]
  221. ز بدة التواریخ
  222. 509
  223. «قل هو الله احد3»(3) چشم بد از روی تو دور
  224. غیرت فردوس شد از قدمش آن دیار
  225. خاک اراضی اوست نافه مشکت تتار
  226. گرداشتی زدولت و اقبال شه خبر
  227. در وی به جای سنگ نشا ندی همی گهر
  228. و ایبل شدن3
  229. زحام مرکب او خیره چشم چرخ4 اثیر
  230. ربیت
  231. وزتف خنجر فکنده جوشش اندر بحر و بر]
  232. ع]
  233. شع
  234. اول به لطف صیسد دل روز حار کرد
  235. بر خسروان روی زمین افتخار کرد
  236. خورشید را نهیب بود ماه را حذر
  237. هر صید را که باز توگیرد به زیر پر
  238. ماهی نهاده بر سر و چرخی به زیر ران
  239. شمعر
  240. در صف جنگ هر یک افر اسیاب دیگر
  241. عصاف اندوز جنگافروز اعداسوز شیر افکن]
  242. وز قروغ تیغ شد روی زمین پرمشعله
  243. نیزدها در شخصها همچون روان گشته روان
  244. رشته دام فنا در دست قهاران عنان
  245. حریف دهر مقامر4 بر این بساط کبود
  246. نه فکر مرد مهندس بسنده خواهد بود
  247. -ح.
  248. ارهه
  249. زبدة التواریع
  250. چو شاه کو کبه چرخ مسکن و ماواست
  251. که اوج باروی برجش چو دامن صحراست
  252. سواد عرصهآ صحرا چو قلعهآ میناست
  253. حمان مبر که مبدل شود هر آنچه قضاست
  254. به روز دولت و نکبت که کارکار خداست
  255. دشمنان راگاه کوشش کرده در خون پایمال
  256. بیمت
  257. تا ذکر فعل خوب بود از تو یادگار
  258. 56
  259. ه شکر شاه جهانم شکر نثار زبسان
  260. گره به هر سر موئی بود هزار زبان
  261. به بی نیازی تو دشمنار دهند اقرار
  262. بر فرق آسمان نهد از افتخار پای
  263. مولد جمشید و افریدون و قا آن2 آمده
  264. درگه او کعبه ایران و توران آمده
  265. حمیتند شادما نه به دیدار یگدگر
  266. خرم دل آن پسر که چنین باشدش پدر
  267. عاقلهآ دور چرخ واسطهآ کن فکان
  268. کرده به او افتخار تخمه چنگیزخان
  269. دو افتخار زمین و دو اختیار زمان
  270. فدر این بر فلک جاه1 کند کیوانی
  271. جغد جاوید ببرد طمع ویرانی
  272. گریزد زجهان صورت آبادانی
  273. مرخ بیرون شود از ورطه سر گردانی
  274. هر دو بر خاک نهند از دو طرف پیشانی
  275. هست بخشیدن ایشان سبب آسانی
  276. 542
  277. مرغان چرخ را همگی تار ومارکرد
  278. دامش گزید و بسمل(3) او اختیار کرد
  279. 595
  280. وزفروغ تیغ شد روی زمین پر مشعله
  281. (بیت]
  282. ورعنانش باز پس خواهی1 نعیرد پای باز
  283. وایت سلطان عید بر سر میدان رسید
  284. ز بدة الوهریاع
  285. یتا
  286. بصراع
  287. یت
  288. 24
  289. و یکثر فییوم السلام ازدحامها(1)
  290. که آفتاب به صد حیله یا بد2 آنجا بار
  291. که بر دلی رسد از گردش سپهر آزار
  292. آبیت
  293. گر به وزن کوه قاف آرند اعدایش گناه]
  294. گردنان3 مملکت را دوش پیدا شد سری
  295. اده الله جمالا2(2) به جهان داد جمال
  296. بر دمانید سپهر از چمن جاه و جلال
  297. بدین بشارت خوش صبح چون زبان بگشاد
  298. خورشید رای و زهره رخ و مشتری ضمیر
  299. مصرا
  300. که گشت روشن از او دیدهآ سعادت و بخت

121 مدخلًا آخر غير معروض

المخطوطات

مواضع في فهارس المخطوطات المتصلة (HMML وقلموس وفهرست ومصادر IIIF) نسبها الجسر إلى مؤلَّف في فهرس النصوص، التشغيل 2 على تشغيل الكيانات 74. ليست كل مخطوطات هذه المؤلفات في فهرس متصل.

نُسبت إلى هذا المؤلَّف 0 مخطوطة نسبةً آلية لم تُراجَع بعد. 3 نسبة محتملة أخرى، مدرجة على حدة.

  • 0 من 0 لها نسخة رقمية لدى الجهة الحافظة

المواضع المنسوبة

  • نسبة محتملة · Oxford University, United Kingdom · MS. Elliott 357 · 1044 (1634 CE)
    Fihrist · لا بيان من المصدر · سجل الفهرس
    الإسناد: [restricted] Entry to read in the Library is permitted only on presentation of a valid reader's card (for admissions procedures contact Bodleian Admissions ).
    الأسباب: name_schwach
  • نسبة محتملة · Oxford University, United Kingdom · MS. Elliott 422 · 1044 (1634 CE)
    Fihrist · لا بيان من المصدر · سجل الفهرس
    الإسناد: [restricted] Entry to read in the Library is permitted only on presentation of a valid reader's card (for admissions procedures contact Bodleian Admissions ).
    الأسباب: name_schwach
  • نسبة محتملة · Cambridge University, United Kingdom · G. 9 · 829 (1426 CE)
    Fihrist · لا بيان من المصدر · سجل الفهرس
    الإسناد: [restricted] Entry to read in the Library is permitted only on presentation of a valid reader's card for admissions procedures contact Cambridge University Library Admissions ). Contact near_eastern@lib.cam.ac.uk for further information on the availability of this manuscript
    الأسباب: titel_schwach, name_schwach