Tarikh Nama Harat
المؤلف: Sayfi Harawi (741 هـ، 1341 م بحسب تحويل OpenITI)
النسخة: 0741SayfiHarawi.TarikhNamaHarat.AOCP20250214600-per1 · الإصدار: v2025.1.9 · الترخيص: CC BY-NC-SA 4.0 · ملف المصدر · 1,383 مقطعًا، 206,969 كلمة · نص بلا حدود فصول محقَّقة · بأرقام صفحات الطبعة · تعرّف ضوئي غير مصحَّح: قد توجد أخطاء قراءة
المحتويات
- که خیره ماند درو دیدهآ اولوالابصار6
- شمعر
- شعر
- شعر [ابوالعلا]
- شعر [خاقانی]
- شعر [ظهیر]
- شعر [مختاری]3
- شعر [ازرقی]
- لیک لطف وکرم شاه جهان بسیار است
- شعر [فرخی]
- بایهآ تخت جلالش بر فراز ماه باد
- ثه سپهر و هفت کشور، خیمه و خرگاه باد
- تا ابد ملک و جلال و عز و قدر و جاه باد
- نصرت و فتح و ظفر مرشاه را همراه باد
- شعر [تاجی]
- شعر [منوچهری]
- در سخن گر قطره باشد، چو صد دریا شود
- در بهاران ز ابر نیسانی چه گل پیدا شود؟
- فهرست ذ کرها
- کراول
- شعر [ربیعی]2
- شعر [فردوسی]
- شعر [انوری]
- شعر [ابیوردی]2
- اقلیم جاری از تو جو فردوس هشتم است
- کانگشت کوچکین تو دریای قلزم است
- هر دم ظفر بیابی و دولت دمادم است
- بادت حیاتتاکهجهاناست ومردم است
- شعر [ادیب صابر]2
- برجهایش همه با اوج سما همدستان
- خندقش مغرق و بس ژرف جو بحر عمان
- پس ترین بارهای از بارهآ او بر سرطان
- حجرهایش همه چون خلد برین آبادان
- آب او عذب و کوارنده چو آب حیوان
- ساحتش چونبیت معمور از حوادث دور باد
- سقف گردون بر غبار بیضهآ کافور باد
- ازجمالت5 جاودان چون نه فلک معمور6 باد
- حظ برخورداری صاحب ازو موفور باد
- در اساس8 استوار او اساس9 طور باد
- شعر [مؤلف]
- هر خشت ازو نمونهآ جام جهان نمای
- طیب شمال او چو صبا روح جانفزای
- چون دین بلند قدر و چو دنیاست دلربایآ
- هم منزل مبارک و هم جای دلگشای
- گلزارهای او همه گل بوی و مشک سایآ
- در باغهای او شده بلبل غزلسرای
- چون قصرهایخلد درو حجره و سرای
- آمد بهاوقیمت صد چین و صد خطای2
- در جملهآ ممالک فغفور و ملک رای2
- بیهیج شک و شبهت و بیهیج ظن و رای
- دارند صد هزار نهنگان مقام و جای
- از شرق تا به مغرب و از غرب تا خطای
- نور و سرور سینهآ هر شاه و هرگدای
- گر کل بحر درآرد به شیب پای
- در وی در آی و تا به قیامت درو بپای
- گردان کار دیده و مردان پیشوای
- دایم ندیم ناله و فریاد و وای و های
- چون ظل پادشاهی و چون سایهآ همای
- از حادثات در کنف رحمت خدای
- شعر [اسدی]
- دار دارا بر شکست و بر شکست آن دارو گیر
- ذکر سیم،
- شهنشاهی که از سهمش شود فیل دمان بیجان
- بماند از شکوه او سپهر از گردش دوران
- شعر [نصیر آملی]
- ببندی باهوی شاهان به روز رزم وکین توزی
- شعر [متنبی]
- شعر اخاکانی]
- جاودان منصور بادا رایت چنگیزخان
- کیست آنکو نیست اندر نعمت چنگیزخان؟
- کاوردشان آسمان در بیعت چنگیزخان
- صبر کن تا بیخ گردد نوبت چنگیزخان
- گفت: از خود نی، ولی از دولت چنگیزخان
- ذکر چهارم
- ذ کر پنجم
- شعر [نظامی]
- شعر [امامی]
- چون که خنجر برکشید از سوی خاور آفتاب
- شعر [مرامی]
- بیا تا این زمان در وی غمان بیکران بینی
- بیا تا این زمان او را پر از آه و فغان بینی
- نه در وی از عزیزان و خردمندان نشان بینی
- ذکر ششه
- شعر احماسی]
- شعر [لشاعر]
- در حقیقت چون جنید و در کرامت چون حبیب
- شعر [ربیعی]
- ذکر هفتم
- شعر ارشید وطواط)
- شعر [دقیقی])
- شعر (اسدی]
- شعر [روحی]
- همی جوشید چون بحر و همیکوشید چون گردون
- نظم [عنصری]
- شعر انظامی]
- ذ کرنهم
- شعر ادقیقی]
- شعر [شاعر]
- شعر [مؤید نسفی]
- همه مبارز و نیزه گذار و تیرانداز
- چو کیو و چو گودرز پر دل و جانباز
- ذ کر دهم
- شعر [معزی]
- شد گرگ و روبه را مکان، شد جغد و کرکس را وطن
- بر جای بانگ و جنگ نی، آواز زاغ است و زغن
- زهر است بر جای شکر، خارست بر جای سمن
- شعر [جمال]
- همه با خاطر غمگین، همه با سینهآ پر غم
- لواحد من الشعرا]
- اسیر خانهآ عطلت مشو ز بیهوسی
- متوکل عیاض]
- شعر [ابن حسام]3
- همی کنند به باکی ذات او اقرار
- شمارآن نتوان کرد تا به روز شمار
- به خسن [و] قامت چون سرو و روی چون گلنار
- دل خدای شناس و زبان شکر گذار
- کند مبشر امداد لطف در اشجار
- کند ز مستی غفلت نفوس را هشیار
- کند ز خواب عدم کاینات را بیدار
- توئی که نیست ترا در جهان عدیل و نظیر
- ورشید وطواط]
- مصرع
- شعر [رشید وطواط]
- ذ کر یازدهم
- شعر [نوکی]
- با گروهی همه چون فیل دمان پر دل و مست
- تأریخ هرات
- ذکر دوازدهم
- حکایت
- بر آستان تو از بهر احتشام آرد
- که باز خط امان از بر حمام آرد
- نهیب قدر تو در زین و در لگام آرد
- تمام عرصهآ آفاق زیرگام آرد
- ز کام شیر و دهان نهنگ کام آرد
- هزار چشمهآ خونین ز هر مشام آراد
- زعرش و هفت فلک خرگه و خیام آرد
- شعر [ظهیر)
- ز خنجر تو پرد روزنامهآ آجال
- سعود مشتری از سیرت تو گیرد فال
- به تیر در زره تنگ حلقه نقطهآ خال
- نگین و تیغ ترا داده ایزد متعال
- شعر امجد همگر]1
- کمند در سر گردون کامران3 انداخت
- حدیث رستم دستان ز داستان انداخت
- که ازجریدهآ شهنامه، هفتخوان انداخت
- سباع را5 به دو نوبت زکشته خوان انداخت
- به صد شفاعت خود را در آستان انداخت
- نظر نیارد بر گوشهای6 کتان انداخت
- بر آن دیار 7 که حفظ8 تو سایبان انداخت
- هر آنک بر در تو خاک بر دهان انداخت
- نظم [میرک میران]
- شعر [شهابی]
- وی ز دیوانت به هرمرزی رسیده مرزبان
- ملک ترکستان که داد و کشور هندوستان
- بیسپاه وبیحشم برهم کهزد در یک زمان
- نیستی خورشید و داری باد را در زیر ران
- گر ز درگاهت سوی1 ایشان شود یک پهلوان
- هندبرجیبال و رای، و ترک برفغفور و خان
- از عجایبها تراکاری فزون از هفتخوان
- شعر ا[فردوسی]
- عقاب نادریده دل هزبری ناشکسته تن
- شعر [صاحب]
- شعر [دقیقی]
- به عون دولت2 او فتنه از جهان برداشت
- ز نعل مرکب مه کوکبش نشان برداشت4
- نمونهای است که دریای قیروان برداشت
- گهر به دامن آخرالزمان توان برداشت
- بری که خصم وی از شاخ زعفران برداشت
- شعر [عنصری]
- روی زمین چو زلف بتان گشت مشک رنگ
- ذ کر چهاردهمم
- جز جتس محنت و غم و جز پایدار نیست
- گرفت از عالم صغری وطن در عالم کبری
- شعر [ولوالجی]
- تا آدم، افتخار بنی آدم از تو باد
- اقبال تاج و منزلت خاتم از تو باد
- ایوان هفت پوش فلک محکم از تو باد
- بی عول مشتری مدد مرهم از تو باد
- طبع شکوفه زار فلک خرم از تو باد
- ایام را هزار شرف هردم از تو باد
- شعر [ابوالعلاء]
- ذ کر پانزدهم
- شعر اربیعی]
- همه شکر لب و بسته دهن و سیم ذقن
- شعر اسعید]
- بهتر از آن که زنده بمانی به کام خصم
- نظم
- ذ کر شانزدهم
- [رشید وطواط]
- شعر افردوسی]
- ذکر هفدهه
- شعر [عمر خیام]
- ذ کر هژده8
- اجوهری]
- [شاعر]
- شعر [یحیی عراقی]
- ف کر نوزدهم
- ذ کر بیستر
- لولوش زیر لعل وگلش زیر عنبرست
- صدفتنه مدغم است و دوصدنکته مضمرست
- شعر [سراج قمری]
- آفتابت به زوال آمده ناگاه دریغ
- سر زلفین تو نادیده سحرگاه دریغ
- خوردگان بیکرم دست تو صد راه دریغ
- هر دهانی زغم مرکب تو بر آه دریغ
- زانک در عقدهآ خاک آن رخ چون ماه دریغ
- شعر اسنائی]
- ابر نیسان در فشان و باد بستان مشکبار
- حکم اوجاویدوملکش پر دوام و برقرار
- ذکر بیست و یکم
- شعر [مجد همگر]
- به تن حلیم، به دل صابر و به شیمت راد
- شعر [عمعق]1
- سر سلطان ازو سرور، رخ خاقان ازو تابان
- بعد الممات جمال الکتب و السیر
- شعر [فلکی]
- نی چشم عقل دیده نظیرش به هیچ جای
- شعر [عسجدی]1
- بکوش شمس به کردار جد و عم و بدر1
- حقیقت صفتش آتش است و خاکستر[146]
- و هذان وقت اللطف و العنف دابه
- شعر [ابوفراس]
- بیت [کمال]
- شعر [سوزنی]
- شاعر]
- که از عشر عشیر آن پدید آورد لقمان را
- ذ کر بیست و سوم
- شعر [حیدری شاه]
- وز پیش دونان نزد آن شاهنشه والا شوم
- وز عالم سفلی بدم، بر منظر اعلی شوم
- چون هست میل گوهرم؛ نزدیک آن دریا شوم
- وز صحبت این مردمان همچون الف یکتا شوم
- چون هستم از جای دگر، برخیزم و آنجا شوم
- شعر اعطار]
- شعر آربیعی]
- شعر [سعدی]
- که نیست در همه عالم بتر ز نادان کس
- یقین بدان که نیرزد به خاک پای مگس
- بر تاج و تخت سرنگون چرخ نگون بگریستی
- گر زنده بودی دشمنش، از ما فزون بگریستی
- هرصبح وشامی بعد از این درخاکوخون بگریستی
- کردون زنگاری قبا، شنگرف گون بگریستی
- دیوار و درنالان بدی، سقف و ستون بکریستی
- سر نه چیزیست که شایستهآ پای تو بود
- نظم [شاعر]
- روی فلک چو پشت زمین گشته از غبار
- وز شخص کشتگان شده مانند کوه غار
- شعر [ذواالرمه]
- شعر [حسینی]
- ریخت به هر دریچه آقچه زر شش سری
- شعر [سید حسن]
- که این صفت صفت اهل بغی و طغیان است
- شعر [عطا]
- شعر [قابوس]
- پیریست نه کافری، نهان نتوان کرد
- در روشنی روز همان نتوان کرد
- [شعر]
- ذکر بیست ونهه
- مکان قدرتش از نه سپهر برتر باد
- خجسته طالع و فرخنده رای واختر باد
- هزار بنده چو محمود و همچو سنجر باد
- جمال دین و رخ مملکت منور باد
- سعادت و ظفرش بیشوا و رهبر باد
- شعر [صلاح عمید]
- شعر [عضد الدوله]
- هم کریم وهم جواد وهم دلیر وهم شجاع
- تآریح هرات
- شعر [عمعق]
- فیل از صدمتشان غمخور و مسکین گردد
- گر به مردی همه چون بیژن و گرکین گردد
- شعر [گنجه]
- شعر [مجیر]2
- خیال بی دل و دیده است و عقل بی سر و پا
- ه چرب دستی ابداع و سنت احیا
- بههفت هیکل وهفت آسمان وهفت اعضا
- ه نقطهآ دل وتعلیم آدم الاسما
- بیت [ساعدی]
- نی روز بزم و باده و معشوق و دلبرست
- شعر انظام الملک]
- شعر [ابومسلم]
- ینی که تیغ تو همه فتح مجسم است
- با آفتاب تیغ تو از ذرهای کم است
- ذ کر سی و ششم
- شعر اسلیم]
- شعر [علی هیصم]
- شعر اشاعر]
- شعر اسوزنی]
- بهدو حسن بهحسین وبهموسی و چعفر
- تاریخ هرات
- ذ کر سی و نهم
- شعر [روحانی]
- به خامهآ ازلی «کل من علیها فان»
- به وحدتی که درو سر عقل شد حیران
- به نور نفس که روشن بدوست چار ارکان
- به نور جوهر قلب وبه نطق عالم جان
- به چار تختهآ ترکیب نقشبند جهان
- شعر [ابیوردی]
- شهر [مسعود سعد]
- نظم [مختاری]
- دل بدخواه بر غم شد، زهی بخت و زهی دولت
522 مدخلًا آخر غير معروض
المخطوطات
مواضع في فهارس المخطوطات المتصلة (HMML وقلموس وفهرست ومصادر IIIF) نسبها الجسر إلى مؤلَّف في فهرس النصوص، التشغيل 2 على تشغيل الكيانات 74. ليست كل مخطوطات هذه المؤلفات في فهرس متصل.
لم يُنسب إلى هذه المؤلفات أي موضع في الفهارس.